صائن الدين على بن تركه
161
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
دلالت بر طرفين روشن است و مطابق تسميه به ساعت شد در جمعيت طرفين و تعانق ضدين و در عرف رسيدگان و آشنايان اين موطن اطلاق اينگونه جمعيت بدين وجه كردن شايع و ذايع است ، چنانچه گفته باشند . بدت باحتجاب و اختفت بمظاهر * على صبغ التكوين فى كل برزة و ديگرى گفته : جوروا و صدّوا و اهجروا مضفاكم * و تباعدوا ما شئتم و تجنبوا فالجور عدل منكم و صدودكم * طلب بعدوكم لدى تقرّب و ظرفاى عجم را هم باشد كه : بشكسته سر خلقى و سر بسته كه رنجورم * برده ز فلك خرقه و آورده كه من عورم زان باده كه هرگز نچشيدم مستم * و ان توبهء نادرست هم بشكستم وان دل كه نداشتم برفت از دستم * فىالجمله چنانچه كس نباشد هستم و ليكن زنهار كه معنى اين جواب و غيره بر اين گفته مقصور نگرداند كه نه چندان لطائف حكم در طى اين عبارات سحرآفرين درج است كه در طى تواليف شطرى مؤدى گردد چه غرض همين بود كه شمهاى از اين بوستان حقايق و معارف به مشام طالبان متشوق رساند . تا به يكى نم كه بر اين گل زنى * لاف ولىنعمتى دل زنى چون بارگير خوشخرام سخن بدين سرحد رسيد مقتضاى وقت چنانچه